مرتضی سیداحمدپور

 

هنگامی که اولین پائیز جنگ به میانه رسید درست در وسط پائیز , ساعت 1:30 نیمه شب در بیمارستان باهر طهران با وزن 2850 گرم و 45 سانتی متر قد بعنوان اولین فرزند محمد و میترا و همچنین اولین نوه از فرزند پسر مرحوم حاج محمد تقی احمدی زاده شدم. از ایام کودکی لحظه های بسیار شادی را در دبستان سیدجمال الدین اسدآبادی و کانون پرورش فکری و هنری کودکان و بعدازظهرهای گرم سه ماه تعطیلی تابستان و صبح های سپید و پر از برف زمستان به یاد دارم. در سالهای پرواز در دنیای فرشته ها خنده های راست راستکی و معصومیت و ساده گی رو دیدم که مثل حلقه های متصل به بادبادک کودکی وقتی خیلی رفته بودند بالا نخ نازکش پاره شد و به همراه بادبادکم لا به لای ابرها گم شدند. معلم کلاس آمادگی خانم مزینانی که همیشه من خانم پزیناری صداش می کردم و تمامی معلم های دوران دبستانم به ترتیب خانمها حاتمی , همدانی , رفیعی , حسین زاده و امجدی برایم از بهترین های روی زمین بودند که حق فراوانی بر گردن من دارند. روزگار نوجوانی ام بادوستان هم محله ای فراوان دوست داشتنی به ویژه رضا و علی و شهاب به همراه شیطنت های بسیار در کوچه پس کوچه های امیریه که همیشه بوی اصالت و معرفت میداد سپری شد, شیطنت هایی که اغلب اعتراض همسایه ها و سزرنش پدربزرگ را به همراه داشت, پدربزرگی که معنی تمام و کمال یک مرد بود و قلبی از طلا داشت و با تمام وجود به فرزندان و نوادگان خود عشق می ورزید که من همیشه دلتنگ خنده هایش خواهم ماند. با وجود آنکه از خردسالی طبعم با هنر سازگاری زیادی داشت و استعداد جالب توجهی در نقاشی داشتم و همچنین علاقه ام برای ادامه تحصیل در هنرستان صدا و سیما اما با توجه به توصیه پدر دوران دبیرستان را در رشته شیرین ریاضی در دبیرستان قدس یا همان هدف سابق گذران کردم. پس از گذراندن خدمت 18 روزه سربازی به جای خدمت 18 ماهه به دلیل علاقه وافر به کامپیوتر و گرایش به هیجانات وب جهت آموختن و کسب تجربه پای در این عرصه نهادم و در دوران دانشگاه در رشته ي فناوري اطلاعات دانش آموختم . تجربیات باارزشی را از لحاظ علمی و همچنین از جهت شناخت انسانها و روابط فیمابینشان در شرکتهای کشت و صنعت گلستان , Bunge , آسایش افزا , تجارت الکترونیک برید , فناوری اطلاعات پیشرفته , RFM , فریدمهرپارس و فراراه سیستم بدست آوردم. کیوان جلیلیان و محمدرضا ثروتی دو تن از تاثیرگذار ترین دوستان زندگی ام هستند که از ایشان فراوان آموختم و حس کردم لطف های خالصانه و برادرانه شان را که بسیار دوستشان می دارم و صمیمانه قدردانشان هستم. همچنین مهرداد اسکناسی عزیز که روزها و شبهای خاطره انگیزی را در کنارش طی کردم. مرتضی زنده گی را دوست دارد حتی با تلخی طعم تمام تنهائی ها , دلتنگی ها و نامردمی هایش. کتاب ها , موزیک ها و فیلم های خوبش را بیشتر. موضوعی که مکدرم میسازد سوء استفاده دیوانگان از نقش ها عدم رعایت مرزها و بر هم زدن نظم ها است.

 

Home - Activities - Daily - Photoblg - Contact

© 2006 - 2009 - All Right Reserved by Morteza Seyed Ahmadpour